نازنین من
شب را در می نوردم
و زِ تاریکی گریزی ندارم
می دانم روشنایی در راه است
و فانوس عالم گونت
روشنی مهتاب به تن دارد
دل را از پیله قهرش بیرون خواهم کشید
واژه ها را از خواب فراموشی بیدار خواهم کر
برچسب:
نویسنده: پویان فدایی
سلام ای عشق , سلام ای بی وفا یارم
سلام ای تلخی شیرینم , سلام ای جانم
منم آن عاشقِ مجنون
همان دلدادۀ رنجور , زِ پا افتادۀ تنها
نپرس از حال و احوالم , که میدانی جوابم
به یادت داری ام اصلا ؟
جهانم معمو
برچسب:
نویسنده: پویان فدایی